الشيخ رسول جعفريان
700
رسائل حجابيه (فارسى)
صرف مىكنند . . . متديّنين زن را در گور سياه ( چادر ) متحرّك مىگذارند و از ديدن فضا و تنفس هوا محروم مىسازند . . . متجدّدين زن را به امراض سوزاك و سفليس و شانگر مبتلا و علاقهء او را نسبت به شوهر و خانه سلب مىكنند . » هدف وى در اين كتاب اين است تا دو سويه افراط و تفريط را نشان داده ، حدوسط را مشخص كند . وى در فاصلهء سالهاى 1324 تا 1327 در تهران كوشيده است تا به قول خودش در هر دو جبههء جنگ با متجددين و خرافيون وارد شود . يكى از زمينههاى بحث مسألهء حجاب بوده كه كتابى نوشته و نشان داده است كه حكم حجاب اتفاقى تمام مذاهب اسلامى است « و اگر از ضروريات دين محسوب نشود ، اتفاق به قريب ضرورت و اجماع قطعى بر آن هست » . مخالفان وى كه از اين نشر نوشتهء او نگران شدهاند با لطايف الحيل كتاب را از چنگ كاتب « به سرقت بردند » و وى مجبور شده است تا رسالهء جديدى در اين باب بنگارد . وى ابتدا شرحى از زشتى كتمان احكام الهى داده و اين مطلب را زمينهء ظهور بدعتها و خرافات دانسته است . نكتهء دوم آن است كه افراد بىسواد متصدّى افتاء شده و نتيجهء آن صدور احكامى است كه پشتوانهء اصيل شرعى ندارد . اكنون نوبت آن است تا اشاره كند كه برخى از نويسندگان يا خطيبان به كتمان حكم حجاب در اسلام پرداختهاند . به نظر وى در اين زمينه دو نظر پديد آمده است كه « هر دو فكر بر خلاف شرع است » . گروهى اظهار مىدارند كه زن بايد آزاد باشد و از « تنفّس هواى آزاد نبايد محروم بماند » و گروه ديگر كه مىگويند « زن سر تا پا به چادر سياه مستور » باشد . اين دو ديدگاه ، هر دو جامعهء اسلامى را تهديد به انقراض مىكند . نظر وى آن است كه ستر وجه و كفين و قدمين واجب نيست و اين حدوسط اين دو گرايش است . گفتنى است كه خالصى از همان سالهاى 1303 ش از طرفداران احياى حقوق نسوان بوده و بنابه آنچه كه عين السلطنه در خاطراتش نگاشته ، مَرَدهء زن وى بيشتر از مَرَدهء مرد او بودهاند . « 1 » وى سپس به بيان شبهات بىدينان و نيز متديّنان به قول وى متظاهر به ديانت پرداخته است . نخستين اشكال بىدينان اين است كه مىگويند : « حجاب مانع از تحصيل هنر و علوم است » . به نظر خالصى ، در صورتى كه وجه و كفين باز باشد ، چه مانعى از تحصيل علم و كار براى زن حاصل مىشود ؟ اين پوشش وجه و كفين است كه موجب عسر و حرج مىشود ، اما اگر آن نباشد ، مشكلى پديد نخواهد آمد . خالصى اين اعتراض كشفىها را كه مىگويند « زن در تمام كارهاى مرد بايد شريك باشد » نمىپذيرد و آن را منافى با خلقت زن
--> ( 1 ) . خاطرات عين السلطنه ، ج 9 ، ص 6759 در آنجا حكايت زن گرفتن خالصى هم نقل شده كه بسيار خواندنى است .